11.8.14

به فتح طالبوف. یک

کم گوی و به جز مصلحت خویش مگو
چیزی که نپرسند تو از پیش مگو

«منطق این شعر شایسته جهان مدنیت نیست. بلکه تعلق به دوران تاریکی و اهریمنی دارد که زبان هرکس را که «صلاح غیر می گفت» می بریدند و دنیا و مافیها «تیول مقتدرین» و تبه کاران بود. حالا سخنوران به آزادی سخن می رانند و یک کلمه صلاح شخصی نمی گویند؛ هرچه می گویند یا معلومات مفیده یا مطالبه «اصلاح امور جمهور است». آن شعر و آن «نصایح مندرسه» مال ایران است که رجال آن «جز صلاح خویش کاری نکنند، حرفی نزنند، بی مزد مباشر کار ثواب نمی شوند، جز افسانه و دروغ کتابی ننویسند، جز تملق بی ادبانه شعری نبافند... ملت ستمدیده را به ترحم خدا و شفاعت ائمه هدا حواله می نمایند... و تحمل ظلم و فساد و استبداد را ترغیب می نمایند، خرابی بلاد را به آبادی و اشاعه داد جلوه می دهند، هر خبط قبیح را آفرین می گویند.»

طالبوف تبریزی: مسالک المحسنین


No comments:

Post a Comment