در منافع شراب
بدانکه اگرچه شراب حرام است در شرع، لیکن طبیب را از دانستن مضرت و
منفعت آن گریز نبود. بباید دانستن که منفعت مردم در شراب خوردن، دو قسم است:
یکی آنکه تعلق به صفای روح دارد.
دوم آنکه تعلق به قوت تن دارد.
اما آنچه تعلق به صفای روح دارد از سه نوع است:
نوع اول
آدمی را قوتی است که آن را قوت مفکره (اندیشنده) گویند. و بدانکه
بدان قوت، پیوسته در کارهای گذشته رود و از کارهای آینده اندیشه کند. و به سبب
اندیشه کردن در گذشته، غم بسیار حاصل میشود که چرا آن کارها بر وفق مراد نیامد. و
به سبب اندیشه کردن در کارهای آینده، تشویشی در خاطر میآید که مرا فلان کار می
باید کرد تا به فلان مقصود رسم و فلان کار نباید کرد تا از فلان بلا، خلاص یابم. و
معلوم است که اغراض و مرادات آدمی را نهایت نیست. پس مردم، به سبب اندیشههای بیپایان،
در رنج و تیمار و محنت باشند. از این سبب، چیزی چشانند که این اندیشهها را از
خاطر ببرد و دل بدانچه نقد وقت است قانع گرداند؛ هیچ چیزی نیافتند مگر شراب. پس
مردم از برای این غرض، بدان جوهر رغبت کردهاند.
نوع دوم
از منفعت شراب آن است که شراب را خاصیتی است که هر کس را خویی بر وی
غالب باشد، در وقت شراب خوردن آن خوی، بر وی غالبتر شود و ظاهر گردد و هرچه جز آن
سیرت بود، از وی برود.
اگر مردی بود که عادت او آن باشد که در علمهای باریک (فلسفه و
ریاضیات) اندیشه کند و مشکلات را حل کند، در وقت شراب خوردن، آن کار بر وی آسانتر
شود. و اگر شخصی بود که سخاوت بر طبع او غالب بود درآن وقت، سخاوت زیادتت گردد. پس
عاقلان از برای تکمیل اخلاق و تقویت خاطر و تصفیت طبع، به وی رغبت کردند.
نوع سوم
از منفعت شراب آن است که حکما گفتهاند که الانسان خُلِقَ فعالاً
بالطبع. یعنی آدمی را چنان آفرید که خواهد که پیوسته به کاری مشغول باشد که چون
ملالت بر طبع آدمی مستولی شود، خواست تا به کاری مشغول باشد که هر ساعتی او را
حالتی نو پدید آید. و آن معنی حاصل نشد، مگر در شراب خوردن؛ زیرا که چون مردم بدان
کار مشغول شود، هر ساعت، حالتی نو و صفتی غریب در وی پدید آید. از برای این سه
غرض، بعضی از مردم را به شراب خوردن، رغبت افتاد.
حفظ البدن . فخر رازی. 158
salaam. in ketaabe hefzol-badan ro az kojaa avordid? jaayi chaap shode yaa az asnaade chaap nashodeye mojood dar ketaabkhaaneye melli ast?
ReplyDelete