30.7.11

به فتح فیه ما فیه . یک

سخن را چون بسیار آرایش می‌کنند، مقصود فراموش می‌شود.
بقالی زنی را دوست می‌داشت. با کنیزکِ خاتون پیغام‌ها کرد که «من چنین‌ام و چنان‌ام و عاشق‌ام و می‌سوزم و آرام ندارم و بر من ستم‌ها می‌رود و دی چنین بودم و دوش برمن چنین گذشت». قصه‌ای دراز فرو خواند. کنیزک به خدمت خاتون آمد.
گفت: بقال سلام می‌رساند و می‌گوید که بیا ترا چنین کنم و چنان کنم.
گفت: به این سردی؟
گفت: او دراز گفت اما مقصود این بود. اصل مقصود است. باقی دردسر است.

هشتاد و پنج

No comments:

Post a Comment