16.9.11

شمسانه. بیست و نه

یکی شکایت می‌کرد از اهل دنیا.

گفتند: دنیا لعب است و مزاح است در نظر رجال؛

در نظر کودکان لعب نیست، جد است، فریضه است.

اکنون اگر بازی و مزاح بر نمی‌تابی، بازی مکن.

و اگر بر می‌تابی، می زن و می خور خندان.

که بازی را نمک او خنده است، نه گریه.

سیصد و سیزده

No comments:

Post a Comment