این قدر عمر که تو را هست، در تفحص حال خود خرج کن
بعضی را گشایش بود در رفتن، بعضی را گشایش بود در آمدن.
هشدار و نیکو ببین که این گشایش تو در رفتن است یا در آمدن؟
هشدار که وصل او به دستان ندهند
شیر از قدح شرع به مستان ندهند
آنجا که مجردان به هم بنشینند
یک جرعه به خویشتن پرستان ندهند
صد و سی و هشت
No comments:
Post a Comment