25.8.11

شمسانه. بیست

قزوینی شنید که ملحد آمد.

زود مادر را نهاد و سر فرو برید!

گفتند: آخر حق مادری؟

گفت: تا ملحدان بدانند که محابا نیست.

ملحد آن دید، گفت:او از من ملحدتر است، من هرگز این نکردمی!

دویست وبیست

No comments:

Post a Comment