13.8.11

شمسانه. چهارده

تو اصل را بگیر

و آن‌چه جهت جامه می‌گزینی و نان و دشمنکامی،

که مرا چگونه خوار نگرند، یا فلان از من بیگانه شود، و فروع دگر؛

جهت اصل گرای، و جهت اصل دلتنگ نشین، و ناله کن، و شکایت کن؛

تا آن فروع را بینی می‌آید و در پای تو می‌افتد.

و همه تَصَدُّرها و امیری‌ها و رئیسی‌ها، و همه‌ی سرآمدگان در هر فنی می‌آیند، و پیش تو روی بر زمین می‌نهند، و تو را بدیشان هیچ التفاتی نی؛ و هرچند برانی نروند.

اما این فرع را می‌گیری، اصل می‌رود و فرع حاصل نمی‌شود.

صد و هشتاد و یک

No comments:

Post a Comment