این قدر عمر که تو را هست، در تفحص حال خود خرج کن
یکی مزینی را گفت که تارهای موی سپید از محاسنم برچین.
مزین نگاه کرد، موی سپید بسیار دید.
ریشش ببرید به یکبار به مقراض، و به دست او داد.
گفت که تو بگزین که من کار دارم.
صد و هشتاد
No comments:
Post a Comment