11.8.11

شمسانه . یازده

آن اهل ده از صالحان بودند، ولیکن بر سنت صوفیان هر یکی نان‌ها جدا می‌خوردند، یعنی تا در خوردن حیفی نرود؛ و نباید که در میان، یکی راضی نباشد، از شرم در میان نهد.

روزی در راهی بودند، وقت طعام شد؛ هر کسی بر سر نان خود نشست، می‌خورد.

ترکی، سواری برسید؛ و ترکان مولع باشند به مهمانداری و آمیختگی.

ایشان را گفت: چرا جدا جدا می‌خورید؟ چرا نان‌ها در هم نمی‌شکنید؟

گفتند: سنت قدیم در دیه ما این است.

تازیانه بکشید که: ای فلان آن کس که این سنت نهاد و آن کس که قبول کرد. نان‌ها در هم شکنید زودتر.

به ضرورت در هم شکستند و در افتادند.

پیر ده می‌گوید به زبان ایشان:

که اگرچه نان‌ها در هم شکستید، خداش بیامرزد که نان خود را شناسد، افزون نرود.

صد و هفتاد و دو

No comments:

Post a Comment